چرایی اسکاری شدن «جدایی» و حذف « محمد» از اسکار/ اسکار و پروژه نفوذ
اسکار در میان همه ی جوایز سینمایی جهان شاخص ترین یا با به اصطلاح دیگر با ارزش ترین جایزه ای است که در طول یک سال به فیلم های برتر در حوزه های مختلف آن داده می شود.جایزه ای که طیف گسترده ای از سینماگران جهان حتی همین فیلم سازان کشوراسلامی ما ایران هم برای تصاحب آن سردست می شکنند و فکر وذکرشان را برای آن می گذارند.
اما در این سال ها که بررسی می شود روند مشخصی بر سینمای اسکاری حاکم بوده، روند که سوالاتی را پیش می آورد که چه چیزی سبب حذف «محمدرسول الله » از اسکار می شود اما از همین کشورمان ایران «جدایی نادر ازسیمین» اسکار می گیرد؟ مگر بزرگترین وقوی ترین ساخته ی مجیدی که در تاریخ سینمای ایران که از لحاظ برخورداری از کیفیتهای بین المللی بی نظیر بوده، چطور همان ابتدا حذف می شود؟ اصلا مگر داوران اسکار همه ی فیلم ها را مورد بازبینی قرار می دهند؟
برای پاسخ نیازی به بررسی نسخه های خیلی دور اسکار نیست همین ۶ الی ۷ سال اخیر حوزه های مختلف آن را که بررسی کنیم ماهیت جایزه اسکار درمی یابیم چگونه فیلمی می تواند این جایزه را تصاحب کند و چگونه فیلمی می توان از دریافت این جایزه حذف شود؟
فیلم آرگو یکی از همین نمونه فیلم های ضد ایرانی بود که در سال ۲۰۱۲ عنوان اسکار را در چندین بخش آن و حتی گلدن گلوپ دریافت کرد،فیلمی که در زمان خود نیز بسیار مورد حمایت دولت آمریکا قرار گرفت و یکی از ساخته هایی بود که پروپاگاندای رسانه ای آمریکایی بر روی آن بسیار مانور تبلیغاتی صورت داد تا در اذهان عموم به فیلمی قدرتمند تبدیل شود.

دومین فیلمی که در این چند سال به طور مشخص در سینمای ایران بر روی آن بسیار بحث شده «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی بود که پس از سال ها اسکاری که آرگو و تایتانیک و آواتار و شرک و... آن را به دست آورده بودند، توانست در بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان اسکار بگیرد بخشی که فیلم محمد رسول الله در همان حضور یافت ولی با وجود ساخت قوی تر نتوانست راه پیدا کند.
شاخصی که سبب شده در این سال ها اسکار به فیلم های مختلف برسد چارچوب محتوایی وفنی می باشد. چارچوبی که مسئولین این جایزه تعیین کرده اند. با توجه به سلیقه ی فکری سیاسی آمریکا و اهداف سرانش ایجاد شده، سلیقه ای که تمام و کمال در صنعت سینمایی هالیوود تجلی یافته و سبب شده تا این جایزه نیز با وجود ارزش بین المللی آن، اما به ابزاری دیگر برای سلطه پذیری و سلطه گری فرهنگی ایالات متحده تبدیل شود.
تفاوت اثر فرهادی اسکار گرفته و اثر مجیدی را نباید در چارچوب فنی و قالب تولیدی یافت. پرواضح است که اثر مجیدی به جهت ساخت و قابلیت های تکنیکی و فنی خود توسط کسانی انجام شده که از همین جشنواره اسکار و امثال آن در بخش های فنی و قالب تولیدات سینمایی موفق به دریافت این جایزه بین المللی شده اند اما نقطه ی افتراق این دو همان بخش محتوایی آن بوده که «جدایی» فرهادی توانسته چارچوب اسکاری را رعایت کند، فیلمی که جمهوری اسلامی ومعتقدین به آن را افرادی خطرناک و مخالف آزادی های ابتدایی فردی معرفی می کند و فضای جامعه را همراه با خفقان بسیار نشان می دهد که با جستجو در گفته های افرادی همچون ابراهیم حاتمی کیا که این اثر را ناامید کننده و سبب تلخکامی و در نهایت بی اخلاقی می باشد، این نظر مورد تایید قرار می گیرد.

اما «محمد» مجیدی که به جهت معرفی شخصیت پیامبر اکرم(ص) به مردم جهان ساخته شده به دلیل سیاست اسلام ستیزانه نظام سلطه و هالیوود که در بسیاری از تولیدات آن به وضوح شخصیت پیامبر اکرم (ص) را با انواع و اقسام توهین ها سعی در زیر سوال بردن و تخریب آن داشته از دریافت این جایزه در همان ابتدا حذف می شود تا دوباره غلبه سیاست های سلطه در این جایزه نشان داده شود.
اگر در آثاری دیگر همچون آواتار که در سینمای بین الملل توانسته اند اسکار را به دست بیاورند به وضوح تاثیرات عقیدتی سیاسی که در جهت نظام عقیدتی حاکم بر نظام سلطه بوده به روشنی دیده می شود.
هدایت افکار عمومی، دادن قدرت مانور رسانه ای، افزایش ارزش سینمایی و نهایتا افزایش مخاطبین در جهت تولیدات مورد حمایت رسانه ای نظام سلطه هدف اساسی اسکار بوده، هدفی که اسکار را به جدایی نادر از سیمین می دهد و حذف محمد رسول الله را رقم می زند.
و اما در این بین واکنش علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد تناقضی دارد که خود نشان از نگاه سیاسی در بیان نظر وی می باشد تناقضی که حذف «محمد رسول الله» را برخورد سیاسی اسکار می داند در حالی که انتخاب «جدایی نادر از سیمین» را حاصل هنر و خلاقیت فرهادی و سرمایه گذاری در این فیلم بوده، دقیقا دو نکته ای که در فیلم محمد رسول الله بسیار واضح تر از نمونه ی اسکاری سینمای ایران وجود داشته است.
گرچه ثمره ی اسکار و سایر جوایز سینمایی در جهان برای جمهوری اسلامی شناساندن بیشتر این ابزارهای نظام سلطه به مردم بوده و همین ت می تواند سبب نفوذی در جریان سینمایی جمهوری اسلامی ایجاد کند زیرا آفت سینمای جمهوری اسلامی نگاه جشنواره ای بوده نگاهی که سبب می شود رقابت را بر اساس تعاریف محتوایی پذیرفته در نظام سلطه قرار دهد.
اسکار در میان همه ی جوایز سینمایی جهان شاخص ترین یا با به اصطلاح دیگر با ارزش ترین جایزه ای است که در طول یک سال به فیلم های برتر در حوزه های مختلف آن داده می شود.جایزه ای که طیف گسترده ای از سینماگران جهان حتی همین فیلم سازان کشوراسلامی ما ایران هم برای تصاحب آن سردست می شکنند و فکر وذکرشان را برای آن می گذارند.
اما در این سال ها که بررسی می شود روند مشخصی بر سینمای اسکاری حاکم بوده، روند که سوالاتی را پیش می آورد که چه چیزی سبب حذف «محمدرسول الله » از اسکار می شود اما از همین کشورمان ایران «جدایی نادر ازسیمین» اسکار می گیرد؟ مگر بزرگترین وقوی ترین ساخته ی مجیدی که در تاریخ سینمای ایران که از لحاظ برخورداری از کیفیتهای بین المللی بی نظیر بوده، چطور همان ابتدا حذف می شود؟ اصلا مگر داوران اسکار همه ی فیلم ها را مورد بازبینی قرار می دهند؟
برای پاسخ نیازی به بررسی نسخه های خیلی دور اسکار نیست همین ۶ الی ۷ سال اخیر حوزه های مختلف آن را که بررسی کنیم ماهیت جایزه اسکار درمی یابیم چگونه فیلمی می تواند این جایزه را تصاحب کند و چگونه فیلمی می توان از دریافت این جایزه حذف شود؟

دومین فیلمی که در این چند سال به طور مشخص در سینمای ایران بر روی آن بسیار بحث شده «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی بود که پس از سال ها اسکاری که آرگو و تایتانیک و آواتار و شرک و... آن را به دست آورده بودند، توانست در بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان اسکار بگیرد بخشی که فیلم محمد رسول الله در همان حضور یافت ولی با وجود ساخت قوی تر نتوانست راه پیدا کند.
شاخصی که سبب شده در این سال ها اسکار به فیلم های مختلف برسد چارچوب محتوایی وفنی می باشد. چارچوبی که مسئولین این جایزه تعیین کرده اند. با توجه به سلیقه ی فکری سیاسی آمریکا و اهداف سرانش ایجاد شده، سلیقه ای که تمام و کمال در صنعت سینمایی هالیوود تجلی یافته و سبب شده تا این جایزه نیز با وجود ارزش بین المللی آن، اما به ابزاری دیگر برای سلطه پذیری و سلطه گری فرهنگی ایالات متحده تبدیل شود.
تفاوت اثر فرهادی اسکار گرفته و اثر مجیدی را نباید در چارچوب فنی و قالب تولیدی یافت. پرواضح است که اثر مجیدی به جهت ساخت و قابلیت های تکنیکی و فنی خود توسط کسانی انجام شده که از همین جشنواره اسکار و امثال آن در بخش های فنی و قالب تولیدات سینمایی موفق به دریافت این جایزه بین المللی شده اند اما نقطه ی افتراق این دو همان بخش محتوایی آن بوده که «جدایی» فرهادی توانسته چارچوب اسکاری را رعایت کند، فیلمی که جمهوری اسلامی ومعتقدین به آن را افرادی خطرناک و مخالف آزادی های ابتدایی فردی معرفی می کند و فضای جامعه را همراه با خفقان بسیار نشان می دهد که با جستجو در گفته های افرادی همچون ابراهیم حاتمی کیا که این اثر را ناامید کننده و سبب تلخکامی و در نهایت بی اخلاقی می باشد، این نظر مورد تایید قرار می گیرد.
اما «محمد» مجیدی که به جهت معرفی شخصیت پیامبر اکرم(ص) به مردم جهان ساخته شده به دلیل سیاست اسلام ستیزانه نظام سلطه و هالیوود که در بسیاری از تولیدات آن به وضوح شخصیت پیامبر اکرم (ص) را با انواع و اقسام توهین ها سعی در زیر سوال بردن و تخریب آن داشته از دریافت این جایزه در همان ابتدا حذف می شود تا دوباره غلبه سیاست های سلطه در این جایزه نشان داده شود.
اگر در آثاری دیگر همچون آواتار که در سینمای بین الملل توانسته اند اسکار را به دست بیاورند به وضوح تاثیرات عقیدتی سیاسی که در جهت نظام عقیدتی حاکم بر نظام سلطه بوده به روشنی دیده می شود.
هدایت افکار عمومی، دادن قدرت مانور رسانه ای، افزایش ارزش سینمایی و نهایتا افزایش مخاطبین در جهت تولیدات مورد حمایت رسانه ای نظام سلطه هدف اساسی اسکار بوده، هدفی که اسکار را به جدایی نادر از سیمین می دهد و حذف محمد رسول الله را رقم می زند.
و اما در این بین واکنش علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد تناقضی دارد که خود نشان از نگاه سیاسی در بیان نظر وی می باشد تناقضی که حذف «محمد رسول الله» را برخورد سیاسی اسکار می داند در حالی که انتخاب «جدایی نادر از سیمین» را حاصل هنر و خلاقیت فرهادی و سرمایه گذاری در این فیلم بوده، دقیقا دو نکته ای که در فیلم محمد رسول الله بسیار واضح تر از نمونه ی اسکاری سینمای ایران وجود داشته است.
گرچه ثمره ی اسکار و سایر جوایز سینمایی در جهان برای جمهوری اسلامی شناساندن بیشتر این ابزارهای نظام سلطه به مردم بوده و همین ت می تواند سبب نفوذی در جریان سینمایی جمهوری اسلامی ایجاد کند زیرا آفت سینمای جمهوری اسلامی نگاه جشنواره ای بوده نگاهی که سبب می شود رقابت را بر اساس تعاریف محتوایی پذیرفته در نظام سلطه قرار دهد.